پایگاه اطلاع رسانی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور - تصمیم سازان اطلاعات صحیح دراختیار تصمیم گیرندگان قراردهند.(مصطفی عبداله پور کارشناس ارشد جنگلداری)
بازدید : 856 8 تير 1394 ساعت 12:4 شماره :36111

تصمیم سازان اطلاعات صحیح دراختیار تصمیم گیرندگان قراردهند.(مصطفی عبداله پور کارشناس ارشد جنگلداری)

«بسمه تعالی»

تصمیم سازان اطلاعات صحیح در اختیار تصمیم گیرندگان قرار دهند و آدرس غلط ندهند.

این روزها صحبت زیادی از حفاظت جنگلها و مراتع می شود و دلسوزان و عاشقان این سرزمین در این زمینه مطالب زیادی را از طریق رسانه های نوشتاری، گفتاری یا دیداری به اطلاع مردم و مسئولین میرسانند و این اقدام را می توان مصداق بارز فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه "فرهنگ منابع طبیعی باید به معارف عمومی تبدیل شود" دانست.

از این حساسیت و علاقمندی باید استقبال نمود و دست کلیه اشخاصی که در این ارتباط هرگونه اقدام مثبتی می نمایند را باید به گرمی فشرد. اما لازم است در این ارتباط به دانش، تجربه و تخصص هم احترام گذاشته شود تا خدای ناکرده در نقد و بررسیها و بویژه ارائه طریق هائی که از طریق رسانه ها صورت میگیرد تصمیم گیرندگان را به بیراهه هدایت ننمایند.

بعنوان نمونه اشخاصی مطرح می کنند که چرا درخت صدساله را قطع می کنند و نهال یکساله جای آن می نشانند؟ این موضوع یکی از ایرادات است. این افراد معتقدند که جوجه یک روزه را باید سر برید و مرغ چهل و پنج روزه را نگهداشت.

و یا اجرای طرح جنگلداری را فقط بهره برداری تلقی می کنند و عنوان می کنند که بهره برداری چوب از جنگل در قالب اجرای طرح جنگلداری موجب تخریب جنگلها شده و اظهار می دارند دام که نمی تواند چوب بخورد تا موجب تخریب جنگل گردد. یا عنوان می کنند عده ای جنگل را غارت می کنند و خرابه ای باقی می گذارند و در نهایت برای ارائه طریق به این نتیجه می رسند که درِ جنگل را باید بست و اجرای طرح را که مترادف با بهره برداری می دانند را باید متوقف نمود. بجای حل مسئله پیشنهاد می دهند تا صورت مسئله را پاک کنند.

برای اینکه از زحمت این علاقمندان و دلسوزان، سازمان جنگلها و تصمیم گیرندگان بخش اجرا و واضعین قانون بهره مندشوند ضروریست که ابتدا در برخی از موضوعات با زبان مشترک صحبت نمایند که اهم این موضوعات عبارتند از :

تخریب جنگل و مرتع : کاهش کمی و کیفی جنگل و مرتع ( کاهش سطح، کاهش موجودی و فراوانی در هکتار، کاهش تنوع زیستی بویژه کاهش گونه های مرغوب) و کوبیده شدن خاک، برهم خوردن بافت خاک و ... را تخریب جنگل و مرتع می نامند.

عوامل تخریب : کلیه عوامل و اقداماتیکه موجب کاهش کمی و کیفی جنگل و مرتع و برهم خوردن بافت خاک و ناپایداری تولید میگردد را عوامل تخریب می نامند.

حفاظت : کلیه اقداماتیکه موجب توقف و یا کاهش تخریب گردد را حفاظت جنگل و مرتع می نامند.

بهره برداری غلط و بی رویه : از نظر متخصصین منابع طبیعی هرگونه دخالت و بهره برداری برخلاف استعداد بالقوه عرصه و بیش از توان رویشی عرصه که موجب تخریب و قهقرا رفتن جامعه گیاهی گردد را بهرهبرداری غلط و بی رویه می نامند.

طرح : برنامه های مدونی است که با استفاده از علوم مختلف تهیه می شود و در آن موارد زیر مشخص میگردد :

ـ زمان اجرا ( در چه سالی ـ چه فصلی برنامه ها و فعالیتها باید انجام شود)

ـ مکان اجرا ( در چه قطعات و در چه مناطقی برنامه ها و فعالیتها باید انجام شود)

ـ نوع فعالیت (چه فعالیتی از قبیل جاده سازی، بهره برداری، جنگلکاری، بذرکاری، محصور کردن، چرا، تناوب برنامه ها، قرق و ... باید باتوجه به زمان و مکان اجرا شود)

ـ مقدار فعالیت (چندمترمکعب چوب، چندکیلو علوفه یا محصول فرعی، چندهکتار جنگلکاری، پرورشی و قرق و... ) بای مشخص باشد.

ـ بیلان طرح : هزینه ها و درآمدها و سود و بهره مالکانه (سهم دولت) نیز در طرح مشخص میگردد.

هر طرح جنگلداری معمولاً در مقاطع دهساله مورد بررسی و مطالعه مجدد قرار گرفته و متناسب با تغییرات در طبیعت و متناسب با پیشرفت دانش و تکنولوژی طرح مورد ارزیابی و برنامه ریزی مجدد قرار میگیرد که اصلاحاً تجدیدنظر نامیده می شود.

کار تهیه و اجرای طرح جنگلداری در کشورهای صاحب نام جنگل بیش از سیصد سال سابقه دارد ولی در کشور ما اولین طرح جنگلداری در سال 1338 تهیه و اجرا شده و از آن سال تاکنون حدود یکی میلیون هکتار طرح به زیر پوشش اجرا رفته است.

ـ ارزیابی پوشش گیاهی تجدیدحیات یافته در طرحهایی که حدود 50 ـ 30 سال در دست اجرا هستند و موفق بوده اند و کلیه درختان قطور آن در عرصه قطع و مورد بهره برداری قرار گرفته اند، نشان میدهد که می توان از این نعمت خداداد بدون این که به استمرا تولید لطمه ای وارد شود استفاده نمود.

البته اگر بموازات اجرای طرح و قطع درختان قطور دامداری سنتی و سایر فعالیتهای سنتی در عرصه ادامه یابد مطمئناً نهالهای تجدید حیات یافته توسط دام چریده شده و سایر فعالیتها نظیر گسترش سطح کشاورزی (زراعت و باغداری) موجب ازبین رفتن تجدید حیات میگردد و جنگل سیر قهقرا و تخریب را طی خواهد کرد که در مناطقی هم بدین روال مورد اقدام قرار گرفت که اجرا طرح را ناموفق نمود.

وضعیت اجرایی مذکور از گذشته شروع شده و تشکیلات فعلی کشور، وارث چنین وضعیتی است حال چه کار باید کرد؟

آیا باید دامداری را در جنگل پذیرفت؟ کشورهای صاحب نام جنگل در دنیا چه کار کردند؟ مگر جنگل محل تولید علوفه است یا محل تولید چوب؟ آیا دوستداران جنگل وجود چند واحد دامی دام در هکتار جنگل را می پذیرند؟

آیا نباید دام و دامداری را به مراتع هدایت نمود ؟

آیا در این عصر و زمان فقط باید از طریق دامداری در مراتع امرار معاش نمود؟ یا دامپروری و صنایع غذایی را هم باید بمدد گرفت؟

آیا مخروبه ترین جنگلها که امروزه وارث آن هستیم در آن طرح جنگلداری اجرا شده؟ یا اینکه بدون طرح جنگلداری فعالیتهای دیگر از قبیل دامداری، برداشتهای سنتی غیر نظام مند برای رفع نیاز خانوار کشاورز و جنگلنشینان و برای تأمین سوخت و احداث بنا و ... گسترش اراضی کشاورزی (زراعت و باغداری) در آن مناطق ادامه داشته؟ و موجب تخریب گشته است هرچند که دام چوب را نمی خورد ولی نهالها را که تأمین کننده چوب آینده است می چرد.

در این جنگلهای مخروبه بدون طرح ، برای پیدا کردن علت تخریب چه جوابی داریم؟ آیا پیمانکاران (مجریان طرحها) آنرا غارت و تخریب نمودند یا سیستم عقب افتاده تولید که تحول پیدا ننموده موجب تخریب شده؟

آنهائی که اجرای طرح جنگلداری و یا به عبارتی بهره برداری جنگل را و یا بعبارت دیگر غارت جنگل توسط پیمانکاران را عامل اصلی تخریب می دانند برای تخریب جنگلهای ارسباران ـزاگرس و جنگلهای نوار ساحلی جنوب و حتی جنگلهای مانگرو در آبهای گرم جنوب و جنگلهای مناطق کوهستانی شمال چه دلیلی دارند؟ (البته موضوع ارزان فروختن چوب به پیمانکاران بعنوان غارت بیت المال در گذشته، موضوع بحث جداگانه ایست و نباید با تخریب جنگل یکی گرفته شود و یا عدم اجرای بموقع برخی تعهدات در گذشته توسط برخی مجریان با قدرت را نباید با تخریب عمومی جنگل یکی گرفت)

برای تخریب مراتع چه دلیلی دارند؟

اعتقاد بر این است که اینگونه آدرس دادن به تصمیم گیرندگان و واضعین قانون موجب گمراه کردن آنها می شود.

وقتی آمار و ارقام و مشاهده وضعیت پوشش گیاهی در داخل طرحهائی که حدود 50 ـ 30 سال اجرا می شود و مقایسه آن با خارج از طرحها می تواند بهترین راهنما باشد چرا آدرس غلط به تصمیم گیرندگان می دهند؟

باید اذعان نمود اگر مخروبه ترین جنگلها که در بیست سال گذشته توسط برخی تعاونیهای موفق جنگل نشین زیر پوشش اجرا نمی رفت، مخروبه تر از گذشته می شد و بخش عمده ای از آن برخلاف استعداد اراضی به باغات و مزارع تبدیل می شد.

آیا باغات و مزارع شیبدار که از تبدیل جنگلها و مراتع حاصل شده اند قسمت عمده آن در داخل طرحها واقع شده اند یا خارج از طرحها؟ آیا اینگونه تخریبها (تبدیل جنگل و مرتع به باغ و مزارع برخلاف پتانسیل اکولوژیک) ناشی از اجرای طرح است؟

وقتی مخروبه ترین جنگلها در اطراف روستاها و اطراف سراهای دامداری قراردارد (نه اینکه جنگلنشینان و دامداران دشمن جنگل باشند، بلکه این سیستم عقب افتاده تولید است که مخروبه ترین جنگلها را باقی گذاشته است) آیا بازهم می توان پیشنهاد توقف اجرای طرح را داد؟ مقایسه مناطق بدون طرح و بهره برداری نشده، حتی مناطق حفاظت شده محیط زیست با عرصه طرح جنگلداری می تواند راهنمای خوبی برای این قبیل دوستداران جنگل باشد.

وقتی در کشورهای پیشرفته در بخش کشاورزی با افزایش تولید در واحد سطح و با اصلاح بذر و اصلاح نژاد و سیستم های مهندسی تولید، بازار را از مواد غذایی و مواد اولیه موردنیاز اشباع می کنند و اراضی کشاورزی رها شده را همه ساله جنگلکاری می نمایند و با اجرای طرحهای جنگلداری سالیانه میلیونها مترمکعب چوب و کاغذ تولید و اشتغال مولد را دامن می زنند آیا جایز است پیشنهاد شود که اجرای طرحهای جنگلداری در کشور ما متوقف شود و در غیاب مجری طرح و عدم مدیریت جنگلداری بتدریج این عرصه ها برخلاف استعداد اراضی به گسترش کشاورزی و دامداری و یا سایر فعالیتهای خلاف استعداد اراضی اختصاص یابد. بطوریکه هم اکنون چند برابر بیش از ظرفیت مراتع، دام در این عرصه ها می چرد و از اصل سرمایه می خورد و تا سالهای اخیر چند برابر بیش از رویش از جنگلها فقط هیزم برای سوخت برداشت می شد. (در حال حاضر به دلیل سوخت رسانی نیاز به بررسی جدید دارد) و همه ساله به موازات افزایش جمعیت و افزایش بیکاری در غیاب مجری طرح و مدیریت جنگلداری، سطح زیر کشت را افزایش می دهند. بطوریکه در سال 1340 حدود یازده میلیون هکتار سطح زیر کشت بوده و در سال 1367 حدود 17 میلیون هکتار و در حال حاضر حدود 23 میلیون هکتار سطح زیر کشت اعلام می شود و این در حالیست که در فاصله سالهای 52 تا 67 حدود 784 هزار هکتار از بهترین اراضی کشاورزی کشور به گسترش شهرها و شهرکها و اماکن عمومی اختصاص یافت. آیا غیر از اینست که این افزایش سطح زیر کشت از تبدیل جنگلها و مراتع حاصل شده است؟

باتوجه به مطالب مذکور انتظار از متخصصین دلسوز و تصمیم ساز اینست که به تصمیم گیرندگان بخش اجرا و واضعین قانون آدرس صحیح بدهند نه اینکه پیشنهاد کنند تا صورت مسئله پاک شود. نه تنها نباید بهره برداری چوب در قالب طرح و پتانسیل اکولوژیک و برنامه ریزی شده را تعطیل کرد بلکه باید باتوجه به سایر استعدادهای عرصه جنگل (تولید گیاهان دارویی ـ صنعتی ـ خوراکی و زینتی) طرحهای جنگلداری را از حالت تک بعدی به طرح های چندمنظوره تبدیل کرد و وضعیت فعلی را ارتقاء داد.

 

 

 

 | 
نام و نام خانوادگی :  
پست الکترونیک :  
متن پیام :