پایگاه اطلاع رسانی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور - ضرورت اجرای طرح جنگلداری وایجاد تحول در آن - مصطفی عبداله پور( کارشناس ارشد جنگلداری)
بازدید : 1055 27 خرداد 1394 ساعت 9:51 شماره :35836

ضرورت اجرای طرح جنگلداری وایجاد تحول در آن - مصطفی عبداله پور( کارشناس ارشد جنگلداری)


ضرورت اجرای طرح جنگلداری و ایجاد تحول در آن  ـ                   مصطفی عبداله پور

 نظر به اینکه خارج شدن از اقتصاد تک محصولی و تقویت صادرات غیرنفتی و جلوگیری از واردات و خروج ارز  از سیاستهای کلی و مثبت کشور است، لذا شناخت استعدادهای بالقوه و بالفعل و استفاده از آنها جهت تحصیل درآمد (تحصیل ارز و جلوگیری از خروج ارز) و ایجاد اشتغال، متناسب با استعداد اکولوژیک سرزمین می تواند در دستور کار باشد.

در این راستا جنگلها با خاصیت تجدید حیات پذیری خود درصورت رعایت مسائل اکولوژیک می تواند یکی از منابع پایدار و دائمی در تولید مواد اولیه، درآمد و اشتغال باشد. برای دخالت در جنگلهای شمال کشور از حدود پنجاه سال قبل تاکنون طبق قانون هرگونه دخالت در آن (باستثنای موارد خاص نظیر خطر افتادن درخت برروی اماکن مسکونی یا کابل فشار قوی و یا ضرورت احداث تأسیسات زیربنائی و یا تحقیقاتی) با تهیه و تصویب طرح صورت میگیرد.

امروزه باتوجه به تجربیات جهانی و تجربه کشوری مسلم شده است که طرحی پایدار است که این سه ویژگی زیر را باهم داشته باشد.

ـ از نظر اکولوژیکی هم گام با طبیعت و در جهت حمایت از قوانین طبیعت باشد.

ـ از نظر اقتصادی درآمد آن بیش از هزینه باشد.

ـ از نظر اجتماعی توسط ساکنین محلی پذیرفته شده باشد.

از نظر اکولوژیکی، باتوجه به سطح دانش و تجربیات تاکنون سعی شده همیشه با ملحوظ داشتن کلیه عوامل موثر طبیعی (آب، خاک، درجه حرارت، دوره رویش، شیب، جهت، ارتفاع از سطح دریا، میزان بارندگی و...) و ویژگی های رویشگاه، طرحها تهیه و اجرا شوند. در این روند همه ساله بر سطح و دانش و تجربیات کارشناسان افزوده شده به نحوی که پنجاه سال قبل و شروع کار تهیه و اجرای طرح جنگلداری تقریباً همه کارهای مهم توسط کارشناسان خارجی انجام می شد و امروزه خوشبختانه نتایج آموزش دانشگاهها و تجربیات تهیه و اجرای طرح باعث شد که تهیه و اجرای طرح توسط کارشناسان داخلی صورت میگیرد و در مجامع داخلی و بین المللی کارشناسان ما با این سابقه خود حرفی برای گفتن دارند.

از نظر اجتماعی، درگذشته عمدتاً طرح جنگلداری برای عرصه هایی تهیه می شد که مشکلات اجتماعی کمتری داشت و لذا جنگلهای اطراف روستاها و آبادی ها به حال خود رها شده بود و مردم جنگلنشین باتوجه به نوع فعالیت خود یعنی دامداری در جنگل و کشاورزی روزگار می گذراندن و با افزایش جمعیت تا جایی که مقدور بود (از نظر طبیعت و از نظر تقابل با قانون) نسبت به افزایش تعداد دام و افزایش سطح زیر کشت اقدام می کردند و جمعیت سرریز هم به شهرهای دور و نزدیک مهاجرت می کرد. از آنجائی که این دو نوع فعالیت باتوجه به موقعیت عرصه و شیب زمین خلاف پتانسیل اکولوژیک بود و پایداری را در بطن خود نداشت از بعد از انقلاب در مجامع کارشناسی و تصمیم گیری پذیرفته شد که این نظام تولید گذشته باید تحول یابد و نظام تولیدی که تضمین کننده پایداری باشد جایگزین گردد. به همین جهت در قوانین برنامه های پنجساله اقتصادی اجتماعی از مقطعی (از برنامه دوم به بعد) پذیرفته شد که با تراضی طرفین یعنی جنگلنشینان و سازمان جنگلها در جهت تحول این نظام تولید گذشته اقدام شود. در این راستا دو پروژه یکی طرح خروج دام و تک خانوارها از جنگل به روشهای مقدور و تراضی طرفین و دیگری اجرای طرح جنگلداری توسط تعاونی های جنگلنشین به مرحله اجرا درآمد که با افت و خیزهایی تاکنون ادامه دارد.

اجرای طرح جنگلداری توسط جنگلنشینان همانند سایر طرحهای جنگلداری (طرح جنگلداری جنگلهای مرغوب با موجودی در هکتار بالا) به نحوی برنامه ریزی می شود که برای مجری حتماً درآمد اقتصادی معقولی دربر داشته باشد. چون اگر اجرای طرح برای مجری درامد اقتصادی معقول (حداقل بیش از سودبانکی) نداشته باشد، هیچکس تمایل به اجرای آن نخواهد داشت. در مواردی که طرحهای جنگلداری خیلی مخروبه بودند و میزان موجودی آن ناچیز بوده، دولت به عنوان دستگاه متولی بخشی از هزینه های اجرا را تقبل می نماید تا ضمن اقتصادی شدن طرح برای مجری، حفاظت، احیاء و توسعه جنگلی در این مناطق به مردم سپرده شود.

خوشبختانه تجربیات سی ساله اجرای طرح توسط تعاونی ها در موارد بسیاری نشان داد درصورتی که دستگاه متولی یعنی سازمان جنگلها حمایت های لازم را به موقع به عمل آورد، جنگلنشینان قادر به اجرای طرح جنگلداری هستند و می توانند عهده دار حفاظت، احیاء، توسعه و بهره برداری پایدار جنگل شوند. اما در این مسیر حتماً موضوع اقتصادی بودن اجرای طرح باید مدنظر باشد. چه بسا در مواردی به دلیل اعمال مدیریت سود حاصله بیش از سود پیش بینی شده در طرح باشد. همانند آنچه که در بسیاری از موارد در طرح های جنگلداری خصوصی و دولتی نیز اتفاق می افتد. در جنگلهایی که تراکم جنگلنشین و دامدار کم بود معضل اجتماعی وجود نداشت، موجودی در هکتار جنگل زیاد بود، در این مناطق معمولاً اجرای طرح به بخش دولتی و خصوصی و امروزه باتوجه به سیاست کلان دولت کلاً به بخش خصوصی از طریق مزایده واگذار می شود.

در همه موارد مذکور اعم از دولتی، خصوصی و تعاونی باتوجه به تنظیم بیلان و تعیین ضریب بهره مالکانه و پیش بینی سود معقول، عدالت از نظر تأمین سود پایه برای همه مجریان رعایت می شود ولی مسائل و مشکلات اجرای طرح در جنگلهای مخروبه که مورد عمل تعاونی ها و در مواردی مورد عمل بخش دولتی است بیشتر می باشد. با این حال باتوجه به عوامل تولید (زمین ـ کارـ سرمایه، مدیریت) چنانچه در انتخاب مدیران دقت شود در همه موارد طرحها از هر نظر موفق بودند ولی چنانچه مدیران و مجریان با رابطه انتخاب شوند نه با ضابطه، طرح ها ناموفق خواهند بود. با رعایت انتخاب مدیر و مجری موجه حتی مدیریت خوب باعث می شود که بیش از سود پیش بینی شده در طرح سود عاید مجری شود و برعکس بی مدیریتی باعث می شود که طرح با مجموعه عوامل آن با شکست مواجه شود.

تجربه گذشته تا به امروز نشان داده همه عرصه هایی که دارای طرح جنگلداری بوده و برای اجرا مدیران کارآمد داشته اند نه تنها از عرصه های جنگلی بدون طرح دارای حفاظت، احیاء و توسعه بهتر برای تولید پایدار هستند. (به دلیل ایجاد اشتغال دایم و موقت و افزایش  سطح درآمد برای ساکنین و به دلیل به کارگیری علوم طبیعی در جهت سوق دادن جنگل به سمت تعالی) بلکه در این طرح ها خسارت های قابل اجتناب (مانند قاچاق چوب، آتش سوزی، تجاوز به اراضی و تغییر کاربری جنگل و... ) و خسارتهای غیرقابل اجتناب (مانند آتش سوزیهای غیرعمد یا طبیعی، سیل) در داخل طرحهای جنگلداری دارای مجری به مراتب کمتر از عرصه های بدون طرح و برنامه بوده هست.

برای ارتقاء وضعیت طبیعی و اقتصادی طرحهای در دست اجرا به نظر می رسد، نه صرفاً به دلایل عدم آگاهی بلکه به دلیل عدم اعتبار و یا به دلیل سهل انگاری و نا آشنایی به مسایل، نکته ای مغفول مانده است و آن هم عملیات پرورشی به ویژه بعد از این که جنگل (اعم از دانگ تجدیدنسل یا جنگلکاری) به مرحله تولید اقتصادی رسیده است می باشد. کلیه دانگ های تخلیه شده 50 ـ 30 ساله و کلیه جنگلکاریهای بیش از 20 ـ 15 سال به مرحله ای رسیده اند که از نظر ساختاری نسبت ارتفاع به قطر (H/D) توده برهم خورده و توده جوان وضعیت پایدار و ثبات ندارد و با کوچکترین باد و برف و یا طوفان بسیاری از درختان و نهالهای ریشه کن و باد افتاده در آنها به چشم می خورد و ضمناً به دلیل انبوه بودن و رقابت تاج و ریشه، رویش مطلوبی ندارند و عناصر آینده دار نیز به دلیل انبوه بودن و رقابت تاج و ریشه کیفیت مورد انتظار را پیدا نمی کند. لذا در این مرحله دخالتهای پرورشی نه تنها موجب افزایش رویش و افزایش پایداری با متناسب شدن (نسبت ارتفاع به قطر) جنگل و آینده ای مطلوب خواهد شد بلکه در حال حاضر با قطع پایه های مزاحم و بدون آینده، بخش عمده ای از نیاز صنایع خرده چوب و سلولز نیز تأمین میگردد و علاوه بر تولید اشتغال در جنگل و صنایع چوب از ورود بی رویه MDF نیز کاسته خواهد شد. در این ارتباط لازم است تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان شتاب نمایند.

امروزه با رشد جمعیت و رشد رفاه و ارتقاء سطح زندگی تقاضاهای جامعه از جنگل هم متنوع تر شده و زیادتر. امروزه علاوه بر تقاضای چوب، تقاضاهای دیگری در جامعه بوجود آمده که فقط جنگل و محیط طبیعی می تواند پاسخگوی این گونه تقاضاهای متنوع باشد مانند گردشگری، استفاده از گیاهان دارویی و میوه های جنگلی، قارچ طبیعی و ... که اگر طرح و برنامه برای مدیریت عرصه های مولد این گونه محصولات تهیه و اجرا نشود این عرصه ها همانند جنگلهای بدون طرح و بدون مجری سیر قهقرایی طی خواهد کرد.. وجود انواع گیاهان دارویی در بازار مانند قطره ولیک و دمنوش سیاه گیله که بدون طرح و برنامه برداشت می شوند مؤید این نظر است. لذا باتوجه به این مطلب و نگرشهای جدید جهانی و تجربیات هرچند اندک در این زمینه که برخی از تعاونی ها داشتند می توان برای اقتصادی تر کردن طرح و ایجاد اشتغال و افزایش درآمد ساکنین جنگل و در نهایت پاسخگویی به تقاضاهای متنوع و فزاینده جامعه و پایداری تولید، طرح جنگلداری چندمنظوره تهیه و اجرا نمود که خوشبختانه آثار و نشانه های چنین کاری نمایان شده است. امید است باوری در تصمیم گیرندگان ایجاد شود که همه استعدادها خدادادی تحت مدیریت درآیند و مورد استفاده جامعه قرار گیرند تا هم طبیعت از مدیریت بهره مند شود و هم جامعه از طبیعت.

بدین ترتیب ملاحظه می شود که اجرای طرح یک فرآیند است و پایانی ندارد و می توان هر روزه آن را ارتقا داد مشروط بر اینکه دارای صاحب (مجری با صلاحیت) باشد و صاحب آن نیز به طور مداوم مورد نظارت کنترل و ارزیابی قرار گیرد.

ملاحظه می شود که ما ناچار به تغییر در طبیعت هستیم ولی مجبور به تخریب نیستیم. ضمناً براساس ضرب المثل گیلانی خانه صاحب به سر بهتر از خانه سفال به سر است. طرح جنگلداری اعم از تک بعدی و چندمنظوره بهتر از جنگلهای بدون طرح و برنامه است.

 | 
نام و نام خانوادگی :  
پست الکترونیک :  
متن پیام :